SMS * سرگرمی * داستان

بهترین وبلاگ تفریحی

 

 

شب که میاد یواش یواش با چشمک ستاره هاش

اجازه هست از آسمون ستاره کش برم برات؟

دلم برای دیدنت چه شاعرانه لک زده

بلور قلب کوچکم ز دوریت ترک زده

میان این همه راه

که به تو نمی رسد

چه سخت است

راه تو را گم کردن !

 

روزی كه از توجداشم روز مرگ خنده هامه

روزتنهایی دست هام فصل مرگ خنده هامه

 

گل اگر خار نداشت

دل اگر بی غم بود

اگر از بهر پرستو قفسی تنگ نبود

زندگی عشق اسارت قهر آشتی همه بی معنا بود

 

زندگی شوق رسیدن به همان فردایست

که نخواهد آمد

تو نه در دیروزی و نه در فردایی

ظرف امروز پر از بودن توست

زندگی را دریاب

 

 

كاش قلبها وسعت مى گرفت

شمع با پروانه الفت میگرفت

كاش توى جاده زندگى

خنده هم از گریه سبقت میگرفت

 

من چه كنم خیال تو منو رها نمی كنه

اما دلت به وعده هاش یه كم وفا نمی كنه

من ندیدم كسی رو كه مثل تو موندگار باشه

آدم خودش رو كه تو دل اینجوری جا نمی كنه

قلب خانه ای است با دو اتاق خواب در یك رنج و در دیگری شادی زندگی می كند.

نباید زیاد بلند خندید و گرنه رنج در اتاق دیگری بیدار می شود


نوشته شده در 1 اسفند 88 ساعت 10:54 توسط Mohammad |نظرات | |


نوشته شده در 21 بهمن 88 ساعت 22:17 توسط Mohammad |نظرات | |

 

         فرهنگ لغت خنده دار          

 

آدامس : تنها چیزی که توی دهان خانم ها بند می شود

 

احمق: کسی که دختر همسایه را در تاریکی نبوسد

 

ادب : یعنی کمک به یک خانم زیبا در عبور از خیابان حتی اگر به کمک احتیاج نداشته باشد

 

اوراقچی : تنها موجودی که زنها را بهترین رانندگان دنیا میداند

 

ایده آل : شوهری که بتواند با زنش بهمان دقت و ملایمتی که در مورد اتومبیل تازه اش دارد رفتار کند

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 20 بهمن 88 ساعت 20:45 توسط Mohammad |نظرات | |

شخصی مشغول تخریب دیوار قدیمی خانه اش بود تا آنرا نوسازی كند، توضیح اینكه

 

منازل ژاپنی بنابر شرایط محیطی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند.

 

این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین آن مارمولکی را دید که میخی از بیرون

 

 به پایش فرو رفته بود.

 

دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد. وقتی میخ را بررسی کرد............................

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 20 بهمن 88 ساعت 14:18 توسط Mohammad |نظرات | |

 

 

 

خداوند دید مرد گرسنه است نان را آفرید دید تشنه است آب را آفرید دید در تاریكی است نور را آفرید دید هیچ مشكل دیگه ای نداره زن را آفرید!

 

 

 

بیشتر مردها 2 آرزوی بزرگ دارند، اول داشتن خونه، دوم داشتن ماشین برای فرار از خونه!

 

 

 

 

ضرب المثل ژاپنی: زنهای زشت همیشه در عشق صمیمی هستند.

 

 

 

 

 

 

سریع ترین دوربین جهان اختراع شد . این دوربین می تونه از خانوم ها در لحظه ای كه دهانشون بسته است عكس بگیره !

 

 

 

 

ضرب المثل روسی: دو چیز همیشه باید تازه باشند؛ عشق و تخم مرغ !

 

 

 

 

 

ضرب المثل آمریکایی: سه چیز را زود به زود عوض کن؛ زن، عشق و پیراهن زیر!

 

 

 

 

 

در پی کاهش جمعیت پسران نسبت به دختران: درخیابان: دختر:جـــــــــووون! جیگرتــــــــــــــــو! پسر: ایییییییییییش! گمشو! دختر: شماره بدم زنگ می‌زنی؟! پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداری! واسه چی مزاحم پسر مردم می‌شی  !

 

 

 

 

مثل چینی :اگر میخواهی برای یك روز معذب باشی مهمانی كن و اگر می خواهی برای یك سال معذب باشی پرنده نگاهدار و اگر می خواهی مادام العمر معذب باشی زن بگیر.


نوشته شده در 22 مرداد 88 ساعت 02:22 توسط Mohammad |نظرات | |

 

 

ضرب المثل ایرلندی: معشوقه هیچ مردی زشت نیست.

 

 

کابینه زندگی مشترک:

 زن=وزیر سلب آسایش ، شوهر= وزیر کار ، مادر زن= وزیرجنگ ، مادر شوهر=وزیر اغتشاشات ، خواهر زن= جاسوس دو جانبه ، خواهر شوهر= وزیراطلاعات و بازرسی ، پدر زن= وزیر ارشاد ، پدر شوهر= رئیس تشخیص مصلحت !

 

 

به زی زی (زن زلیل) می گن: ای زی زی (زن ذلیل)! چرا تو شستن ظرف ها به زنت کمک می کنی؟ میگه خوب اونم تو شستن لباس ها کمکم می کنه!

 

 

بچه: مامان! شاهزاده رویاها با اسب سفید یعنی چی؟ مامان: یعنی یه خری مثل بابات!

 

 

از یه دختر می‌پرسن: چرا شما به پسرا میگین BF؟ میگه: آخه مخفف كلمات: بدبخت فلك زده است

 

 

روز قیامت خدا می گه مردی زن ذلیل برن اون طرف وایستن بقیه این طرف. همه مردا می رن تو قسمت زن ذلیل ها وای میستن به جز یک نفر. خدا هیجان زده می شه کلی اون مرد رو تشویق می کنه و بعد ازش می پرسه: تو چرا نرفتی اون طرف؟ آقاهه می گه: زنم گفته همین جا وایسا جُم نخور تا من برگردم.

 

 

 

 

وقتی زنت خونه نیست چه كار می‌كنی؟ استراحت. وقتی هست چی؟ استقامت!

 

 

 

اگر دیدی مردی در ماشین رو برای خانمش باز کرد مطمئن باشید که یا ماشین نو است یا خانم!

 

 


نوشته شده در 22 مرداد 88 ساعت 02:15 توسط Mohammad |نظرات | |


نوشته شده در 5 مرداد 88 ساعت 21:41 توسط Mohammad |نظرات | |

گروهی متخصص و محقق در یک تحقیق سوالی ازگروهی کودک خردسال پرسیده

 

بودند که پاسخهای که بچه ها دادند عمیق تر و متفکرانه تراز تصورات بود .

 

سوال این بود :                   

 

 معنی عشق چیست ؟؟؟؟؟

 

          

 

الین – 5 ساله ..... عشق اون موقعی هست که مامان بهترین تیکه مرغ رو میده به بابا

گریس – 7 ساله ..... عشق زمانیه که مامان بابا رو خندان می بینه و بهش میگه که هنوز هم از رابرت ردفورد خوش تیپ تره

 

لورن – 4 ساله ..... می دونم که خواهر بزرگترم منو خیلی دوست داره بخاطر اینکه تمام لباسهای قدیمی خودشو میده به من و خودش مجبور می شه بره بیرون تا لباسهای جدید بگیره

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 4 مرداد 88 ساعت 15:19 توسط Mohammad |نظرات | |

"عشق پایمال شده"

 

روزی یكی از خانه های دهكده آتش گرفته بود. زن جوانی همراه شوهر و دو

فرزندش در آتش گرفتار شده بودند. شیوانا و بقیه اهالی برای كمك و خاموش

كردن آتش به سوی خانه شتافتند. وقتی به كلبه در حال سوختن رسیدند و جمعیت

برای خاموش كردن آتش به جستجوی آب و خاك برخاستند شیوانا متوجه جوانی

شد كه ............................................

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 3 مرداد 88 ساعت 14:02 توسط Mohammad |نظرات | |

 

                                         اگر عاشقی پس یاد بگیر (شرط عشق)

 

 

 دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.

 

 نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.

 

بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند...................................

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 30 تیر 88 ساعت 12:32 توسط Mohammad |نظرات | |

 

 

 

آزمایش عشق را در این داستان جذاب ببینید

 

قد بالای 180، وزن متناسب ، زیبا ، جذاب و ...

این شرایط و خیلی از موارد نظیر آنها ، توقعات من برای انتخاب همسر آینده ام بودند.

توقعاتی که بی کم و کاست همه ی آنها را حق مسلم خودم میدانستم .

چرا که خودم هم از زیبائی چیزی کم نداشتم و میخواستم به اصطلاح همسر آینده ام لا اقل از لحاظ ظاهری همپایه خودم باشد .......................................

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 29 تیر 88 ساعت 21:58 توسط Mohammad |نظرات | |

روزی که حمید از من خواستگاری کرد با شادی و شعف و با سراسیمگی آن را پذیرفتم. یافتن همسری مانند حمید با شرایط او شانسی بود که همیشه به سراغ من نمی آمد و من جزو معدود دخترانی بودم که توانسته بودم همسر پاک و نجیبی مانند حمید را پیدا کنم.

"حمید مرد زندگی است و میتواند در سخت ترین شرایط زندگی همدم و همراه خوبی برای سفر زندگی باشد!" این عین جمله‌ای بود که پدرم بعد از چند روز تحقیق در مورد حمید به من و مادرم گفت . بالاخره با توافق جمعی و با رعایت تمام آداب و  رسوم سنتی  ...............

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 29 تیر 88 ساعت 02:35 توسط Mohammad |نظرات | |

 

کاش بر ساحل رودی خاموش عطر مرموز گیاهی بودم

 

چون بر آنجا گذرت می افتاد بر سرا پای تو می پیچیدم

 

کاش چون پرتو نوری از خورشید بهار سحر از پنچره می تابیدم

 

از پس پرده ی لرزان حریر رنگ چشمان تو را می دیدم.....

 

 

 

 

در كلبه ی روشنم شبی را سر كن

 

با دست صمیمی ات مرا باور كن

 

صد بار چنین گفتم و می گویم باز

 

بی عشق تو زنده نیستم باور كن

 

 

 

 

عاشق تو می مونم عاشقانه با من باش

 

مثل چشمای خورشید تو همیشه روشن باش.......

 

 

 

 

در حجم خالی حضورت،

تمام لحظهها را آجری

و از هر آجری دیواری ساختم.

هوایی برای نفسکشیدن نیست

و گامهای زیادی تا فاصله...

نازدانه من!

اگر حجم ثانیهها امانت دادند، بدان:

به اندازه تمام انتظارها، بیقرارت بودهام...


نوشته شده در 26 تیر 88 ساعت 13:31 توسط Mohammad |نظرات | |